روزهای بهاری من و پسرم
پسرک پرجنب و جوش من
واقعا بعضی وقتها انرژی کم میارم انگار شما انرژیت تمومی نداره و روز به روز داره اخلاق و رفتارت عوض میشه.اینو بدون که مامانی عاشقته
من بدون تو یک لحظه هم دووم نمیارم و همیشه دعا میکنم صحیح و سالم باشی پسرکم.تو که تموم لحظه های منو پر کردی وقتی توی چشمات نگاه میکنم تموم غمهام یادم میره نمیدونم ولی واقعا خدا چه عشقی توی دل مادرها قرار میده شاید باید مادر باشی تا بفهمی چی میگم تو همه ی دنیای منی.حاضرم تموم ساعتهای عمرمو فقط واسه ی شما بذارم خودت میبینی که تمام روز باهم بازی میکنیم، روزی یکی دوبار پارک میریم
و شما که با بوسه هات تمام خستگی را از تنم میگیری و انرژی دوباره بهم میدی.بعضی وقتها که دلم واسه ی شهرمون و خانوادم تنگ میشه به تنها دلخوشیهام توی این شهر که شما و بابامیثم هستین فکر میکنم و همه ی دلتنگی هامو فراموش میکنم .![]()




عاشق بازی کردن با بچه هایی
......

دیروز کمد لباسهاتو مرتب میکردم رفتم باتلفن صحبت کنم وقتی برگشتم دیدم سخت مشغول جا دادن همه ی لباسهات توی یک کشو هستی...آخه همشو باید یه جا جا بدی






روزهای بهاری من و پسرم
